شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
457
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
نباشد و به كار نيايد ، قانع شدند « 27 » به پوست از لب و به كاه از حب و حاصل آنچه ايشان از حكمت اندوختند شناخت جسم است و بعضى از عوارض آن ، و درين نيز خطرهاست و حال آنكه جسم را نيز چنانچه هست نشناختهاند ، و به صورت از معنى ساختهاند ، و از آن روزى كه او مقتول گشت تا اين زمان نيافتم كسى را كه سخنان او را فهميد و به مراد او رسيد « 28 » . 128 ، 7 - و اين حكيم الهى علوم مقدسه الهيه و اسرار عظيمهء ربانيه را كه حكما در حفظ آن رمزها نمودهاند و انبيا بر آن اشارتها كردهاند « 29 » فهميده بود و شناخته و مؤيد گشته است « 30 » به قوت تعبير از آن اسرار در كتاب مسمى به « حكمت اشراق » كه بر آن چنان تصنيفى « 31 » كسى بر او سبقت نكرده است ، و بعد ازين نيز در حيز فوت است الا ما شاء اللّه « 32 » و ازين جهت است كه او ملقب شده است به « مؤيد بالملكوت » . اين كتاب را چنانچه هست كسى نفهمد « 33 » و مرادات او را نمىشناسد مگر صديقى . 128 ، 8 - بدان كه هيچ كس را از حكما و علما و اوليا ميسر نشده است آنچه اين شيخ بزرگوار را ميسر گشته است از استوار و محكم گردانيدن هر دو حكمت ، بلكه بعضى را همان مرتبه كشف حاصل بوده و به جانب حكمت بحثيه التفات و توجه ننموده همچو با يزيد بسطامى و منصور حلاج و امثال اينها ، اما محكم گردانيدن بحث صحيح بر وجهى كه مطابق تحقق « 34 » و وجود باشد بىآنكه سموم شبهه و شك را به رياض آن راهى بود از حكمائى كه « 35 » همگى همتشان مقصور باشد بر بحث صرف صورت تيسير پذيرفته است « 36 » .
--> ( 27 ) - د : پس نظر تحقيق و انصاف در حق جماعه طاعنان گماشتم و ديدم كه در پيش ايشان نيست مگر حشفى قانع شدهاند . ( 28 ) - د : و من از آن روزى كه او كشته شد تا اين زمان نيافتم . . . فهمد و به مراد او رسد . ( 29 ) - اساس : كرده بودند . ( 30 ) - د : « گشته است » ندارد . ( 31 ) - د : كه بر چنان . ( 32 ) - د : + نموده . ( 33 ) - د : نمىفهمد . ( 34 ) - د : اما اتقان بحث صحيح بر وجهى كه مطابق تحقيق . ( 35 ) - د : آن راه بود حكمائى را كه . ( 36 ) - د : باشد صورت تيسير نپذيرفته است .